پنل کلاس 61

منوی کلاس 1-6

پنل کلاس 61

به نام خدا

 

 

 

 

 

بازدید علمی دانش آموزان پایه ششم از کارخانه هپی لند

*****************************************************

 

سوال:

10 تا جعبه قند داریم.

هر جعبه از 1000 حبه قند تشکیل شده.

وزن هر حبه قند 10 گرمه.

این وضعیت تو همه جعبه ها همین طوریه ولی فقط یکی از جعبه ها حبه هایی با وزن 9 گرم داره.

یه ترازو داریم که یه بار مصرفه. یعنی فقط میشه یه بار با اون وزن کرد و بعد از اون دیگه از کار می افته.

می خوایم با استفاده از این ترازو و تنها با یک بار وزن بفهمیم کدوم جعبه وزن کمتری داره.

حالا چیکار کنیم؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

مطمئني ميخواي جواب رو ببيني؟

باور كن جواب داره ؟

.

.

.

.

.

.

.

.

. يعني تسليم شدي

.

.

.

.

.

.

.

پس ببین

ابتدا جعبه ها را شماره گذاری می کنیم : جعبه 1 و جعبه 2 و جعبه 3 و جعبه 4 و ..... تا جعبه شماره 10

سپس از هر جعبه به تعداد شماره جعبه ، حبه قند برمی داریم ، مثلا از جعبه اول یک حبه قند و از جعبه دوم 2 حبه قند و از جعبه سوم 3 حبه قند و .......

جمعا 55 حبه قند می شود، قاعدتا به وزن 550 گرم

سپس این مجموعه را با ترازو وزن می کنیم.

فکر کنم دیگه بقیش واضح باشه

هر مقدار گرمی که از 550 گرم کمتر باشد برابر با شماره جعبه ای است که حاوی حبه قند های 9 گرمی می باشد.

 

 

 
شخصی در طبقه ی بیستم آپارتمانی زندگی میکرد،هر وقت می خواست به تنهایی به طبقه ی خود برود ،تا طبقه ی ۱۵ را با آسانسور و ۵ طبقه دیگر را از پله استفاده می کرد . چرا ؟؟؟

 

.

۰

۰

۰

پاسخ : چون قدش کوتاه بود و در آسانسور دستش به دکمه ی بالاتر از ۱۵ نمی رسید

 

 

رئیس قبیله ای می خواست از میان سه نفر باهوش ترین آن ها را انتخاب کند سه کلاه سبز و دو کلاه قرمز در یک اطاق تاریکی قرار دارد و از آن ها خواست به اطاق رفته و هر یک یک کلاه سر خود گذاشته و نزد او بیایند و هر کسی زودتر رنگ کلاه خود را بگوید او برنده است . یکی از آن ها دید دونفر دیگر یکی کلاه سبز و دیگری کلاه قرمز بر سر دارد فورا گفت کلاه من سبز است ، اگر پاسخ او صحیح باشد مبنای تشخیص او چه بوده است؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ:

مرد برنده احساس کرد اگر کلاه او هم قرمز بود حتما دارنده کلاه سبز با توجه به این که دو کلاه قرمز را میدید فورا می گفته که کلاه من سبز است ، چون چنین چیزی را نگفته پس کلاه او سبز بوده .

 

 

 

شب شما به شیرینی هندوانه
خندتون مثل پسته
و عمرتون به بلندی یلدا

یلدا مبارک

********************************************************************

جهت دریافت فایل عکس امام ، مربوط به پوشه کار اینجا را کلیک نمایید.

جهت دریافت فایل مربوط به پوشه کار اینجا را کلیک نمایید.

 

جدول سحرآمیز بنجامین فرانکلین
 

بنجامین فرانکلین (Benjamin Franklin) در سال ۱۷۰۶ میلادی در بوستون، ماساچوست آمریکا به دنیا آمد. او یک دیپلمات، دانشمند، سیاستمدار و صاحب چاپخانه بود. شهرت او بیشتر به دلیل کارهایی است که در زمینه برق انجام داد و برقگیر را اختراع کرد. فرانکلین در سال ۱۷۹۰ درگذشت. او هرگز تا پایان عمر ۸۴ ساله اش دست از پژوهش در زمینه های علمی بر نداشت و به دنبال کشف یا اختراع بود. یکی از سرگرمی های این دانشمند بزرگ طرح جدول های سحرآمیز ریاضی بود. جدولی که در زیر مشاهده می شود یکی از جدول های سحرآمیز اوست. فرانکلین برای طرح این جدول از عدد های پی در پی ۱ تا ۶۴ استفاده کرده است:

۴۵

۳۶

۲۹

۲۰

۱۳

۴

۶۱

۵۲

۱۹

۳۰

۳۵

۴۶

۵۱

۶۲

۳

۱۴

۴۴

۳۷

۲۸

۲۱

۱۲

۵

۶۰

۵۳

۲۲

۲۷

۳۸

۴۳

۵۴

۵۹

۶

۱۱

۴۲

۳۹

۲۶

۲۳

۱۰

۷

۵۸

۵۵

۲۴

۲۵

۴۰

۴۱

۵۶

۵۷

۸

۹

۴۷

۳۴

۳۱

۱۸

۱۵

۲

۶۳

۵۰

۱۷

۳۲

۳۳

۴۸

۴۹

۶۴

۱

۱۶

از شگفتی های این جدول سحرآمیز این است که حاصل جمع هشت عدد هر ردیف افقی یا هر ستون عمودی ۲۶۰ است. تفاوت جدول فرانکلین با جدول های سحرآمیز دیگر در این است که حاصل جمع اعداد هر یک از قطر های آن برابر با حاصل جمع هر ردیف یا هر ستون جدول نیست ولی این جدول شگفتی های دیگری داد که آن را بسیار سحر آمیز کرده است.

حاصل جمع هر مستطیل ۴*۲ و ۲*۴ دلخواه برابر ۲۶۰ است.

حاصل جمع اعداد درون هر دو مربع ۲*۲ دلخواه برابر ۲۶۰ است.

اگر اعداد درون مربع ۲*۲ موجود در ستون وسطی را با دو مستطیل ۱*۲ موجود در همان ردیف با یک ستون فاصله از طرفین با هم جمع کنیم حاصل باز هم ۲۶۰ خواهد بود . این قاعده به صورت عمودی نیز برقرار است.

به نظر می رسد حالات مشابه دیگری هم وجود داشته باشد که با بررسی و تفحص بیشتر می توان به آنها دست یافت.

آیا شما می توانید روابط دیگری در این جدول پیدا کنید؟

 

در پایان این پست، سخنی از مبتکر این جدول سحرآمیز را برای شما درج می کنیم:

«اگر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی، یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد.»

 

 

 

 

مهر، سرآغاز فصل علم آموزی است؛ علم چگونه آموختن !
در مهر، تلاش و ممارست و تفکر گرد هم می آیند تا علم را بیافرینند .
اول مهر، روز بازگشایی درهای قصر علم به روی جانهای مشتاق است .
مهر، شاهراهی است که به دروازه های علم منتهی می شود .
با مهر، به سوی باغ سبز و پرگل علم می رویم به امید آنکه با بوییدن گل های آن، آداب علم آموزی را نیز فراگیریم .
مهر، یک فرصت است؛ فرصت قدم نهادن در جاده پرپیچ و خمِ علم .
مهر، نقطه آغاز ماراتن علم آموزی است .
مهر، عرصه شکوفایی علم آموزی است .
سرچشمه های علم، در مهر، نهفته اند .
مهر، تداعی گر تلاش و پویایی در راه کسب علم است .
مهر، را با مهر، برای کسب آداب علم آموزی بیاغازیم .

 

 

من ، معـــــــــلم هستم
زندگی پشت نگاهم جاريست

سرزمين كلمات
تحت فرمان منست
قصر پنهان منست
قاصدك های لبانم هرروز
سبزه ی نام خدا را به جهان می بخشد
من معلم هستم
آخرين دغدغه هايم اينست :
نكند حرف مرا هيچ كس امروز نفهميد اصلا
نکند حرفی ماند ؟
نكند مجهولی
روی رخساره ی تن سو خته ی تخته سياه جا مانده ست ؟
من معلم هستم
هر شب از آينه ها می پرسم :
به كدامين شيوه ؟
وسعت ياد خدا را بكشانم به كلاس ؟
بچه ها را ببرم تا لب درياچه ی عشق ؟
غرق دريای تفكر بكنم ؟
با تبسم يا اخم ؟
با یکی بود و نبود ؟
زیر یک طاق کبود ؟
يا كلاغی كه به خانه نرسيد
قصه گویی بكنم ؟
تك به تك يا با جمع ؟
بدوم يا آرام ؟
من معلم هستم
نيمكت ها
نفس گرم قدم های مرا می فهمند
بالهای قلم و تخته سياه
رمز پرواز مرا می دانند
سيب ها
دست مرا می خوانند
من معلم هستم
درد فهميدن و فهماندن و مفهوم شدن همگی مال منست ،
من معــــــــــــــلم هستم …