اولين روز مهر، روز مهرورزي

اولين روز مهر، روز مهرورزي

          

صبح روز اوّل مهر ، 

  روز آغاز دوستي ها و صميمت هاي پاك بر شما ثمره هاي باغ زندگي مبارك باد.

 

سال تحصیلی که آغاز می شود، همه آبشارها با کودکان کلاس اولی،

صدای آب را می کشند و بادها، صدای ابرها را با باران بخش می کنند.

نسیم، عطر پرواز را از سطرهای مقدس کتاب ها، همراه با صدای کودکان

سر خوش مدرسه، به آسمان هفتم می رساند. فرشته ها از پشت پنجره های

کلاس سرک می کشند؛ به تماشای کودکانی که مشتاق، به درس های معلمی

که زندگی را به آنان می آموزد، گوش سپرده اند. هوا در این فضای مقدس نفس می کشد تا معطر شود.

در هفت سالگی

روزهای با تو بودن خوب است. من همه الفبای زندگی ام را از اولین روزهای آشنایی با تو آغاز کرده ام.

من آغاز آفرینشم، از اولین روزهای مهر ماه هفت سالگی ام بوده است؛ اولین بهارم، از پاییز هفت سالگی ام.

من از هفت سالگی توانستم حرف بزنم؛ با همه کلماتی که آموخته بودم. و آموختم که با درخت ها،

رازهایم را در میان بگذارم و صدای گنجشک ها را برای صفحات کاغذ ترجمه کنم و

شعرهایم را با صدای بلند، برای همه گنجشک های آشنای اطرافم بخوانم.

 

 

مهر فصلِ خشكيدن و زرد شدن و ريختن نيست. آغاز روييدن كتاب بر ساقه دست هاست.

مهرتان پيروز و مهر ورزي تان هميشگي باد.
پس از نزديك به صد روز فاصله، اينك دلنشين ترين آهنگ زندگي ـ زنگ مدرسه ـ

به فصل فاصله ها پايان مي دهد و خاطره انگيزترين دوران زندگي ، دوباره آغاز مي شود.

كودكان به پياده روهاي خزان زده و پوشيده از برگ پائيز، بهارانه ترين لبخندها و

بازي هاي كودكانه را مي بخشند. عطر روييدني دوباره ، دور دستِ صميميِ روستاها

تا گستره پر هياهوي شهرها را پر مي كند. دست مهربان شما اوليا گرامي ،

دست هايي را كه فرداساز و آينده پردازند، از جويبار خانه به درياي مواّج مدرسه مي سپارند.